شعر پاییز تقدیم به تمام پاییز دوستان
باد سرد آرام بر صحرا گذشت*** سبزه زاران رفته رفته زرد گشت
تک درخت نارون شد رنگ رنگ *** زرد شد آن چتر شاداب قشنگ
برگ برگ گل به رقص باد ریخت *** رشته های بید بن از هم گسیخت
چشمه کم کم خشک شد بی آب شد *** باغ و بستان ناگهان در خواب شد
کرد دهقان دانه ها در زیر خاک *** کرد کوته شاخه ی پیچان تاک
فصل پاییز و زمستان می رود *** بار دیگر چون بهاران می شود
از زمین خشک می روید گیاه *** چشمه جوشد آب می افتد به راه
برگ نو آرد درخت نارون *** سبز گردد شاخساران کهن
گل بخندد بر سر گل بوته ها *** پر کند بوی خوش گل باغ را
باز می آید پرستو نغمه خوان *** باز می سازد در اینجا آشیان